سیب سرخی سر نیزه ست...

زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم

باید امروز به غوغای قیامت برسم

 

من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش

لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم

 

آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد

که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

 

طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من

نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

 

سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز

اینچنین کال نمانم به شهادت برسم

هفتاد و دو بار  اتفاق افتاده است



در سینه ، هزار اشتیاق افتاده است

در دل ، غم سنگین فراق افتاده است

یک قصه ی عاشقانه در این صحرا

هفتاد و دو بار  اتفاق افتاده است

السلام علیک


السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک...