بهار

عیدتون مبارک.

جنوب

همیشه برام جنوب و سفر به اون مناطق جالب بوده اما تا حالا قسمتم نشده

ی توصیه به همه کسایی که امسال اونجا میرن

بدون حاشیه

بدون اونکه فکر کنین بقیه ممکنه در موردتون چی بگن

بدون اونکه فکر کنید هدف بقیه اونایی که اومدن اونجا چی بوده

بدون اینکه فکر کنید ...

فقط و فقط به اون جونایی فکر کنید که مثل خودمون اون دوران کلی آرزوی ریز و درشت داشتن و جانشون رو با اخلاص تقدیم کردن

بعد خودتون رو رها کنید ببینید چه حال خوشی بهتون دست میده.

 

دعوت‌نامه‌ای از سوی شهیدان آمده است. بعضی می‌گویند «همت» است و عده‌ای می‌گویند «قسمت»؛
اما نه، به راستی «دعوت» است.
دعوت شده‌ایم که معنای زندگی را بفهمیم.
دعوت شده ایم که چگونه زیستن را یاد بگیریم.
دعوت شده ایم که طعم زیبای عاشقی را بچشیم و با آن ادامه حیات دهیم. 
پس سفر می‌کنیم به همان جایی که بوی خدا می‌دهد؛ بوی بهشت، بوی حسین(ع)، بوی علی(ع)، بوی زهرا(س).
میهمان کسانی می‌شویم که خاکی بودند در عین آسمانی بودن؛ کوچک بودند در نظر خود و بزرگ در نظر دیگران. آشنایانی بودند غریب.

 

حاج محمد رجب زاده شهید زنده

 

 

من امروز برای اولین بار افتخار آشنایی با شما رو پیدا کردم

دستتاتون رو از راه دور میبوسم

امیدوارم خدا وسعت قلب شما رو به من هم بده دلاور

 

 

 یادمان نرفته است  ( آزاد کاعباسی )


روزهای آتش و انتظار و انفجار، یادمان نرفته است
سینه ها داغدار، نخلهای سربدار، یادمان نرفته است

چکمه های پرزخون، عشق و ترکش جنون، پاتک و تک و نبرد
ورد لب دعایمان یا علی و ذوالفقار، یادمان نرفته است

کفتران عاشق و زخمی و شکسته بال، لا له های بی سرو-
دستهای مانده بر سیمهای خار دار،یادمان نرفته است

صبر و استقامت در خدا خلاصه ها، مردهای بی نشان
در اسارت و غریب همچو نخل استوار، یادمان نرفته است

حجله حجله عاشقی- در جزایر عطش- فتح سنگر جنون
خیبر و محرم و کربلای پنچ و چار، یادمان نرفته است

حک شده است بر دل و یادمان نمی رود، جای جای شهرمان
مانده خون هر شهید همچو نقش یادگار! یادمان نرفته است!